<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="wordpress/2.3.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>ویزویزو</title>
	<link>http://vizvizoo.net</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 20:21:31 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3.3</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>For You</title>
		<link>http://vizvizoo.net/?p=240</link>
		<comments>http://vizvizoo.net/?p=240#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 20:21:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ویزویزو</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ویزویزو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vizvizoo.net/?p=240</guid>
		<description><![CDATA[بعضی از آدما یه جور خاصی بهت آرامش میدن&#8230;
بعضی از حرفا یه جور خاصی روت تاثیر میذارن&#8230;
بعضی وقتا فکر میکنی باید یه کاری برای یه نفر بکنی&#8230;.
بعضی وقتا کسی که اطرافت دنبالش میگردی اون سر دنیاس&#8230;
فکر میکنم&#8230;. زیاد فکر میکنم&#8230;. کلی حرف میاد توی ذهنم&#8230;. ولی هیچ کدومش رو نمیتونم بگم&#8230;. هیچ کدومشون حرفایی نیستن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی از آدما یه جور خاصی بهت آرامش میدن&#8230;</p>
<p>بعضی از حرفا یه جور خاصی روت تاثیر میذارن&#8230;</p>
<p>بعضی وقتا فکر میکنی باید یه کاری برای یه نفر بکنی&#8230;.</p>
<p>بعضی وقتا کسی که اطرافت دنبالش میگردی اون سر دنیاس&#8230;</p>
<p>فکر میکنم&#8230;. زیاد فکر میکنم&#8230;. کلی حرف میاد توی ذهنم&#8230;. ولی هیچ کدومش رو نمیتونم بگم&#8230;. هیچ کدومشون حرفایی نیستن که بشه نوشتشون&#8230;. باید حسشون کرد&#8230; باید تصورشون کرد از ته دل&#8230; باید دیدشون&#8230;.</p>
<p>بعضی وقتا میمونی تو کار آدما&#8230;. آدمایی که چند سال پیش باهاشون ارتباطات مسخره ای داشتی اما امروز حس میکنن که خییلی بهت نزدیکن! و میخوان باهات دوست باشن&#8230;.. شاید میخوان خاطرات رو زنده کنن! &#8230; ولی من هیچ خاطره و رابطه ای باهاشون نداشتم که امروز بخوام چیزی رو زنده کنم دوباره&#8230;.</p>
<p>تابستون امسال عجیب طولانی بود&#8230;. با چیزایی که تصور میکردم خییلی فرق داشت&#8230;. کلی روز گذشت&#8230; کلی اتفاق افتاد&#8230;. کلی &#8230;&#8230; خیییلی&#8230;.</p>
<p>حرفی برای نوشتن ندارم&#8230;. دوست دارم تنها باشم&#8230;. دوست دارم باز هم تنها ولیعصر رو بالا برم و برگردم&#8230;..دوست دارم برم توی یه کافه تنها بشینم و کتاب بخونم&#8230;. دوست دارم آب پرتقال سفارش بدم و گوشیم رو خاموش کنم&#8230;. دوست دارم غرق کتاب بشم&#8230;. دوست دارم بوی مورد علاقم رو حس کنم&#8230;. دوست دارم آناتما با صدای بلند گوش بدم&#8230;.. دوست دارم همه اش با هم باشه&#8230;&#8230; بهش نیاز دارم&#8230;&#8230;</p>
<p>بیا فردا با هم باشیم&#8230;. بیا فردا به یاد هم باشیم&#8230;.. بیا همه چیز رو فراموش کنیم و به فردا فکر کنیم&#8230;. به روزایی که بتونیم دوباره با هم حرف بزنیم&#8230;. تو بگی و من بشنوم&#8230;&#8230;&#8230;. بیا فردا به هم کمک کنیم&#8230;.. تو به من و من به تو&#8230;&#8230; بیا یه کاری کنیم همه چیز مثل قبل بشه&#8230; مثل اولش&#8230;. انگار نه انگار تو رفتی و من دنبالتم&#8230;.. به یادتم&#8230;. این روزا زیاد حست میکنم&#8230;..</p>
<p>سی.ای.دی</p>
<p>پ.ن: کامنتای الکی رو هاید کردم، جدیدارو هم اول چک میکنم بعد اگه خواستم اکسپت میکنم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vizvizoo.net/?feed=rss2&amp;p=240</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>metamorphasis</title>
		<link>http://vizvizoo.net/?p=239</link>
		<comments>http://vizvizoo.net/?p=239#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 19:39:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ویزویزو</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ویزویزو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vizvizoo.net/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[چیزی که بهت حس میده کیفیت آهنگ یا هدفون ماورایی و کلی تشکیلات نیست!&#8230;. اینا تاثیر گذارن فقط&#8230;. وقتی یارو با دل و جونش آهنگ رو میسازه و بهش روح میده&#8230;. اینه که بهت حس میده&#8230;. اینه که تحت تاثیرت قرار میده&#8230; اینه که مست و دیوونه ات میکنه&#8230;.
کاش حق انتخاب داشتم زمانی که فقط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA">چیزی که بهت حس میده کیفیت آهنگ یا هدفون ماورایی و کلی تشکیلات نیست!&#8230;. اینا تاثیر گذارن فقط&#8230;. وقتی یارو با دل و جونش آهنگ رو میسازه و بهش روح میده&#8230;. اینه که بهت حس میده&#8230;. اینه که تحت تاثیرت قرار میده&#8230; اینه که مست و دیوونه ات میکنه&#8230;.</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
کاش حق انتخاب داشتم زمانی که فقط دوازده سالم بود&#8230; اما انتخابی که برام شد رو دوست دارم&#8230;. امروز هم دوباره انتخابش میکنم&#8230;&#8230;. چون میدونم بهترین انتخاب برای منه&#8230;. چون میدونم میتونم باهاش همه چیز رو داشته باشم&#8230;&#8230;</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
کنار میذارم خاطراتم رو&#8230;. کنار میذارم اون همه بغض و گریه رو&#8230;. کنار میذارم اون همه یاد و ذکر رو&#8230;.. مقابلش وایمیستم&#8230;&#8230; خودم&#8230;. به تنهایی&#8230;.</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
میدونم&#8230;. جایی که هستم مقدسه&#8230;..</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
میدونم ذره ذره اش یاد توئه&#8230;. میدونم لحظه به لحظه اش به خاطر توئه&#8230;. میدونم اینارو&#8230;.</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
وقتی که رفتی یه جای قلبم خالی شد&#8230;. دنبال کسایی بودم که برام پرش کنن&#8230;. اما امروز میبینم که هیچ چیز و هیچ کس لیاقتش رو نداره&#8230;. میبینم همه چیز رو&#8230;.. میبینم امروز&#8230; کامل&#8230;. واضح&#8230;&#8230;</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
میبینم که همه ی کسایی که اومدن خلاف حرف تو حرف زدن&#8230;&#8230;</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
و امروز میخوام این عقده ی چند سالم رو باز کنم&#8230;.</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><br />
میخوام بگم که دوباره وجودت رو حس میکنم&#8230;..<br />
حتی نزدیک تر از روزایی که باهات بودم&#8230;.<br />
میتونم صدات رو بشنوم&#8230;.<br />
چهار ساله که به انتظار میشینم&#8230;.<br />
چهار ساله که از خدا فقط یه چیز رو میخوام&#8230;..<br />
امروز پیداش کردم&#8230; هیچ وقت از دستش نمیدم&#8230;. به شرافتم قسم&#8230;. به صداقتم قسم&#8230;. به خاک مقدست قسم&#8230;.<br />
وقتی که همه چیز پر از یکه&#8230;.<br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA">سی.ای.دی</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA">پ.ن: همه چیز زود عوض میشه! &#8230;<br />
پ.ن۱: یادم نمیمون&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vizvizoo.net/?feed=rss2&amp;p=239</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://vizvizoo.net/?p=238</link>
		<comments>http://vizvizoo.net/?p=238#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 23:32:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ویزویزو</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vizvizoo.net/?p=238</guid>
		<description><![CDATA[فرصت کم باقی مونده&#8230;.
بارها شنیدم و فراموش کردم&#8230;
اما این بار سعی میکنم&#8230;
این بار که غرق در وجود خودمم&#8230;.
سی.ای.دی
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرصت کم باقی مونده&#8230;.</p>
<p>بارها شنیدم و فراموش کردم&#8230;</p>
<p>اما این بار سعی میکنم&#8230;</p>
<p>این بار که غرق در وجود خودمم&#8230;.</p>
<p>سی.ای.دی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vizvizoo.net/?feed=rss2&amp;p=238</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
