ویزویزو

دسته : (ویزویزو) توسط ویزویزو در ۰۶-۱۲-۱۳۸۸

چرا همیشه آدما میگن دارم به آینده فکر میکنم… چرا باید همه ی زندگیمونو سعی کنیم واسه آینده ای که حتی یه لحظه اش هم نمیدونیم چی میشه!

چرا همیشه میخوایم کارامونو تنهایی بکنیم و سعی کنیم بهترینارو واسه کسی که دوستش داریم فراهم کنیم اما نمیذاریم خودش هم توش سهیم باشه….

چرا باید حتی یه لحظه هم به زندگی منفی فکر کنیم؟ …

چرا نمیشه با هم خوب بود؟ … چرا باید همیشه همدیگه رو اذیت کنیم…. چرا نمیشه؟ …..

چرا نمیشه عادی بود….. دلم میخواد تنها زندگی کنم…. دلم میخواد تنها با خودم توی یه خونه زندگی کنم…. دلم میخواد کلی دوست داشته باشم و آخر هفته همه اشون بیان خونم…. میخوام تنها باشم اما کلی دوست داشته باشم…… دلم نه بچه ای میخواد نه نوه ای….. همیشه احساس مسئولیت میکنم…. نسبت به اینکه اگه بچه ای داشته باشم…. اگه توی آینده اوضاع کشور دنیا همه چی داغون باشه و بچه ام توی سختی باشه…. یا آدم بدی بشه…. اون وقت همه اش تقصیره منه که به دنیا آوردمش و نتونستم تربیتش کنم….

دوست دارم برم توی خیابون داد بزنم… میخوام خیابونا شلوغ شه!…. میخوام برم قاطی جمعیت شم…. داد بزنم… شعار بدم حتی اگه بهش اعتقادی نداشته باشم…. دلم میخواد یه کاری بکنم که بعدا بگم آره یادش به خیر منم جزوشون بودم….

میخوام اما نمیتونم…….. من به خودم قول دادم………..

سی.ای.دی



دیدگاه ها:

دیدگاهتان را بنویسید