ویزویزو

دسته : (من) توسط ویزویزو در ۲۷-۰۵-۱۳۸۹

گاهی اوقات هیچ حسی دلتنگیت رو برطرف نمیکنه….

نگاه کردن به عکسا….

گوش دادن به آهنگا….

تصور کردن….

اما یه حسی هست که از همه حسا بهتره… شاید چون ملموس تره به طور غیر ارادی….

حس بویایی……

وقتی که بوی کسی که دلت براش تنگ شده رو حس میکنی یه لذت خاصی میبری…. وجودش رو نزدیک خودت حس میکنی…..

شاید هر شب همین کار رو بکنم…. شاید هر شب توی تنهایی خودم، چیزی که تازه پیدا کردم رو استفاده کنم… فقط واسه درک وجودت…. فقط واسه تسکین روحم…. فقط واسه آرامش خاطر….

بعضی وقتا حس میکنم اگه الان با هم بودیم انقدر لذت نمیبردم که الان تنها نشستم و بهت فکر میکنم و بوتو حس میکنم…..

همیشه به یادتم….

دوست ندارم هیچ وقت هیچ چیز بینمون جدایی بندازه….

میخوام بدونی که از تمام دنیا برام با ارزشتری…

میخوام بدونی که از همه چیز بیشتر دوستت دارم…

میخوام اینارو بدونی و حسشون کنی…

حتی اگه باهات کم حرف زدم….

حتی اگه روزی من نبودم….

سی.ای.دی

Lovely Thing

دسته : (ویزویزو) توسط ویزویزو در ۲۰-۰۵-۱۳۸۹

وقتی که حس میکنی زیاده روی کردی…

وقتی که میای چیزی رو درست کنی و بدتر گند میزنی بهش! ….

وقتی حس میکنی باید یه کاری بکنی و هیچی به فکرت نمیرسه….

وقتی که میبینی چند نفر در انتظارتن و تو کاری نمیتونی بکنی….

وقتی به حرفای دیگران اهمیتی نمیدی….

وقتی سعی میکنی با همه حتی بدا خوب باشی…

وقتی گداهای امروزی هم حس میکنن که دیگه اونقدر گدا نیستن که پنجاه تومن بندازی جلوشون! ……

……..

حس میکنم دارم روانکاوی میشم…. کسی که نیاز به شناخت بیشتر داره تا کشف بشه……

وقتی حس دلتنگی به همه ی حسای دیگه ات غلبه میکنه….

وقتی تو در جمع بزرگتر ها راه داده نمیشی….

وقتی نمیدونی برای فردا باید چی کار کنی…

فقط صبر میکنی تا همه چیز خودش درست شه…..

…………

زندگی شبیه سیمز میمونه…… یه سری انگیزه ها و علایق داری…. باید سعی کنی براوردشون کنی…. وقتی بشن تو راضی هستی…. خوشحالی…..

گاهی وقتا دنیا زیادی برات کوچیک میشه….

همه چیز به سرعت داره عوض میشه…..

حتی خدا هم داره از نظر ما عوض میشه….

……..

سی.ای.دی

Sold Heart

دسته : (من) توسط ویزویزو در ۱۷-۰۵-۱۳۸۹

دلم میگیره میبینم همه انقدر بزرگ شدن….

بعد حس میکنم من هنوز سعی دارم در دوران کودکی خودم باقی بمونم……

نمیدونم رفتارم باید دخترونه باشه یا خانومانه! …. نمیفهمم ۲۰ سالگی چه سنیه…..

دلم یه تجربه جدید میخواد…..

میخوام یه روز حس کنم فقط خودمم و خودم! …..

همه چیز اتفاقی بهم وصل میشه….

بدون اینکه خودم بخوام…..

البته خودم خواستم! اما نمیخواستم که همه چیز مرتبط شه بهم آخر سر….

نمیشه با همه چیز قطع رابطه کرد….

نمیشه همه ی جوانب رو سنجید…..

چیزیه که پیش میاد….

الان درک نسبتا کاملی از این دارم که میگن باید خوب باشی یعنی چی! ….

خب هر کس توی زندگیش یه سری اشتباهات میکنه…..

مهم اینه که تکرار نشه….

هر انتخابی که میکنی بهترین انتخابه…..

چون تو فکر میکردی بهترینه که انتخابش کردی… پس حتما همینطور بوده….

زمان میگذره…..

آدمایی که هر روز با همن تغییر میکنن و هیچ کدوم متوجه تغییر اون یکی نمیشن…. یه روز به خودشون میان و میبینن همه چیز عوض شده….. جدا میشن و به یاد گذشته تصمیم میگیرن که با هم بمونن….. این انصاف نیست…… این دیگه واقعی نیست….. این فقط یه حسه عجیبه نگرانی و امیدواریه…… نگرانی از اینکه بخوان در آینده حسرت گذشته رو بخورن و امید برای اینکه دوباره همه چیز مثل قبل بشه….نمیشه….. واقعا نمیشه……

هر روز میگذره….

منزوی شدن هم عالمی داره….

سی.ای.دی